خرید بک لینک
بچند ایده در سرم چرخ میزنند (البته بهتر است بگویم هرازچندگاهی سر میزنند) برای نوشتن. لکن نه خودم را و نه آنها را شایستهی تحریر مفصل نمییابم. گفتم شاید تیتروار گفتنشان هم مرا خلاص کند هم ایدهها

برچسب: نویسنده: پرهام خلیلی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 17:36

ب

خط ساقی گر از این گونه زند نقش بر آب

ای بسا رخ که به خونابه منقش باشد

حافظ

برچسب: نویسنده: پرهام خلیلی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 17:36

بدکتر یونس شکرخواه (که علیرغم مخالفت خودش، پدر روزنامهنگاری آنلاین ایران میخوانندش و با اینکه فقط چند گفتگو از او دیدهام شیفتهاش هستم) میگفت: " ما آخرش شبیه پدر مادرهامون میشیم". ترسناک است نه؟

برچسب: نویسنده: پرهام خلیلی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 17:36

ب

"دوست داشت گمنام، در شهری کوچک، زندگی کند و از آنجا پیامهای هراسناک و برآشوبندهاش را برای جهان بفرستد، بیهیچ پیآمدی. از قدرت خوشش میآمد و از شهرت واهمه داشت."

شرلی جکسن و «لاتاری» | جودی اوپنهایمر

از کتاب لاتاری، چخوف و داستانهای دیگر، ترجمهی جعفر مدرس صادقی

برچسب: نویسنده: پرهام خلیلی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 17:36

بدقیقا نمیدانم چرا اینگونه هستم و دربارهی درست یا غلط بودنش نیز ایدهای ندارم اما زندگی برای من به دو بخش عزلت و نمایش (Show) تقسیم میشود. یا تنهایم و یک سبک زندگی مشخص دارم، یا میان دیگرانم (چه از

برچسب: نویسنده: پرهام خلیلی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 17:36

صفحه بندی